A. When Roy abandoned his family, the police went looking for him.
.وقتی روی خانواده اش را ترك کرد، پلیس به جستجوي او پرداخت
B. The soldier could not abandon his friends who were hurt in battle.
.سرباز نمی توانست دوستانش را که در نبرد زخمی شده بودند،رها کند
C. Because Rose was poor, she had to abandon her idea of going to college.
.از آنجا که رز فقیر بود، مجبوربود فکر دانشگاه رفتن را رها کند
2. Keen
Sharp;
Eager;
Intense;
Sensitive
……………………………..
A. The butcher’s keen knife cut through the meat.
.چاقوی تیز قصاب گوشت را برید
B. My dog has a keensense of smell.
.سگ من حس بویایی (شامه)حساسی (تیزی) دارد
C.Bill’s keen mindpleased all his teachers.
.تیز هوشی بیل همه معلمانش را راضی کرد
3. Jealous
Afraid that the one you love might prefer someone else;
Wanting what someone else has
……………………………..
A.A detectivewas hired by the jealous widow to find the boyfriend who had abandoned her.
کارآگاهی توسط خانم مطلقه حسود استخدام شده بود تا دوست پسرش را که ترکش کرده بود، بیابد
B. Although my neighbor just bought a new car, I am not jealous of him.
با وجود اینکه همسایه ام به تازه گی ماشین جدیدی خریده است، نسبت به او حسودی نمیکنم
C. Being jealous, Mona would not let her boyfriend dance with any of the cheerleaders.
از روی حسادت مونا به دوست پسرش اجازه رقص با هیچ یک از تشویق کنندگان را نمیداد
4. Tact
Ability to say the right thing
……………………………..
A. My aunt never hurts anyone’s feelings because she always uses tact.
عمه من هیچ وقت احساسات کسی را جریحه دار نمی کند زیرا همیشه درایت دارد (درایت بخرج میدهد)
B. By the use of tact, Janet was able to calm her jealous husband.
سارا درایت بخرج داد و توانست همسر غیرتی اش را آرام کند
C.Your friends will admire you if you use tact and thoughtfulness.
اگر اهل درایت و تفکر باشید، دوستانتان شما را تحسین خواهند کرد
5. Oath
A promise that something is true
A curse
……………………………..
A.The president will take the oath of office tomorrow.
رئیس جمهور فردا رسماً سوگند میخورد
B. In court, the witness took an oath that he would tell the whole truth.
در دادگاه شاهد سوگند یاد کرد که حقیقت محض را خواهد گفت
C.When Terry discovered that he had been abandoned, he let out anangry oath.
.تری وقتی فهمید که رهایش کرده اند، با عصبانیت دشنام داد
6. Vacant
Empty
Not filled
……………………………..
A.Someone is planning to build a house on that vacant lot.
کسی قصد دارد خانه ای روی آن قطعه زمین خالی بسازد.
B. I put my coat on that vacant seat.
.کت خود را روی آن صندلی خالی گذاشتم
C. When the landlord broke in, he found that apartment vacant.
.وقتی صاحبخانه با شکستن در وارد شد، با آپارتمان خالی مواجه شد
7. Hardship
Something that is hard to bear
Difficulty
……………………………..
A. The fighter had to face many hardships before he became champion.
.مبارز قبل از اینکه قهرمان شود باید با سختی های زیادی روبرو می شد
B.Abe Lincoln was able to overcome one hardship after another.
.آبراهام لینکلن قادر بود بر سختی ها یکی پس از دیگری غلبه کند
C.On account of hardship, Bert was let out of the army to take care of his sick mother.
.برت بواسطه مشکلات، معاف از خدمت شد تا از مادر بیمارش مراقبت کند
8. Gallant
Brave
Showing respect for women
……………………………..
A. The pilot swore a gallant oath to save his buddy.
خلبان قسم شجاعانه ای خورد که دوستش را نجات دهد
B. Many gallant knights entered the contest to win the princess.
شوالیه های شجاع زیادی برای رسیدن به شاهزاده خانم وارد رقابت شدند
C.Ed is so gallant that he always gives up his subway seat to a woman.
اد آنقدر برای خانمها احترام قائل است که همیشه جایش در مترو را به خانمها می دهد
9. Unaccustomed
Not used to something
……………………………..
A.Coming from Alaska, Claude was unaccustomed to Florida’s heat.
کلود که اهل آلاسکا بود، به گرمای فلوریدا عادت نداشت
B. The king was unaccustomed to having people disobey him.
پادشاه به داشتن مردمی که از او سرپیچی کنند عادت نداشت
C. Unaccustomed as he was to exercise, Vic quickly became tired.
ویک چون به تمرینات عادت نداشت، خیلی زود خسته شد
10. Data
Not used to something
……………………………..
A.The data about the bank robbery were given to the F.B.I.
اطلاعات مربوط به سرقت از بانک به اف بی آی داده شد
B.After studying the data, we were able to finish our report.
پس از بررسی اطلاعات، توانستیم گزارش خود را به اتمام برسانیم
C. Unless you are given all the data, you cannot do the math problem.
مگر اینکه همه اطلاعات را به شما داده باشند، وگرنه نمیتوانید آن مسئله ریاضی را حل کنید
11. Bachelor
A man who has not married
……………………………..
A.My brother took an oath to remain a bachelor.
برادرم قسم خورد که مجرد باقی بماند
B.In the movie, the married man was mistaken for a bachelor.
در آن فیلم، مرد متاهل با فردی مجرد اشتباه گرفته شد
C.Before the wedding, all his bachelor friends had a party.
قبل از عروسی همه دوستان مجردش میهمانی داده بودند
12. Qualify
Become fit
Show that you are able
……………………………..
A. I am trying to qualify for the job that is now vacant.
دارم تلاش میکنم برای جایگاه شغلی که الان خالیست، واجد شرایط شوم
B. Since Pauline can’t carry a tune, she is sure that she will never qualify for the Girls’ Chorus.
ازآنجاکه پائولینتن صدای خوبی ندارد، اطمینان دارد که هرگز صلاحیت لازم را برای گروه کر دختران را نخواهد داشت
C. You have to be taller than 5’5’’ to qualify as a policeman in our town.
قد تان باید بلند تر از 5 فوت و 5 اینچ باشد، تا صلاحیت پلیس شدن در شهرمان را پیدا کنید.
Words in Use
My Brother, the Gentleman
The story of Sir Walter Raleigh, who spread his cloak on the ground to keep Queen Elizabeth from the hardship of crossing a muddy puddle, can qualify that nobleman for an award as a man of tact and good breeding.
برادرجنتلمن من
داستان سر والتر رالی، که شنل خود را روی زمین پهن کرد تا ملکه الیزابت را از سختی عبور از یک گودال گل آلود دور نگه دارد، می تواند آن مرد شریف را برای دریافت جایزه به عنوان مردی با درایت و پرورش خوب، واجد شرایط کند.
My brother Kenny, a bachelor with a keen interest in history, was impressed by that anecdote and thought he might demonstrate his excellent upbringing in a parallel situation. Accordingly, he decided to abandon his subway seat in favor of a woman standing nearby.
برادرم کنی، جوانی با علاقه شدید به تاریخ، تحت تأثیر آن حکایت قرار گرفت و فکر کرد که ممکن است تربیت عالی خود را در موقعیتی مشابه نشان دهد. بر این اساس او تصمیم گرفت صندلی مترو خود را به خاطر زنی که در آن نزدیکی ایستاده بود رها کند.
Although unaccustomed to such generous treatment, the young woman was pleased to accept Kenny’s kind offer. However, her jealous boyfriend swore an oath under his breath because he thought my brother was flirting with his girlfriend. I don’t have any data on the number of young men who get into similar trouble as a result of a gallant gesture, but it’s probably one in a thousand. Poor Kenny! He pointed to the now vacant seat.
زن جوان اگرچه به چنین رفتار سخاوتمندانه ای عادتنداشت، اما از پذیرفتن پیشنهاد مهربانانه کنی خوشحال شد. با این حال، دوست پسر غیرتی او زیر لب ناسزا میگفت. زیرا فکر می کرد برادرم با دوست دخترش طنازی می کند.
من هیچ اطلاعاتی در مورد تعداد مردان جوانی که در نتیجه یک حرکت شجاعانه دچار مشکل می شوند، ندارم، اما احتمالاً یک در هزار است. بیچاره کنی! به صندلی ای که الان خالی بود اشارهکرد!
پایان درس اول 504 واژه زبان انگلیسی ، خسته نباشی دوست عزیزم.