آموزش درس بیست و نهم ۵۰۴ واژه ویدیویی + متن واژگان

1. Toil
hard work;
To work hard;
Move with difficulty
……………………………..
A. The feeble old man toiled up the hill.
پيرمرد ناتوان، به زحمت از تپه بالا رفت.
B. After years of toil, scientists disclosed that they had made progress in controlling the dreaded disease.
بعد از سال ها زحمت، دانشمندان فاش کردند که در کنترل بيماری وحشتناک پيشرفت کرده اند.
C. Despite all his toil, Fred never succeeded in reaching his goal.
فِرِد با وجود تمام زحماتش هرگز در رسيدن به هدفش موفق نشد.
2. Blunder
Stupid mistake;
To make a stupid mistake;
Stumble;
Say clumsily
……………………………..
A. The exhausted boy blundered through the woods.
پسرک خسته در جنگل تلوتلو می خورد.
B. Bert’s awkward apology could not make up for his serious blunder.
عذرخواهی ناجور برت نتوانست گاف بدش را جبران کند.
C. The general’s blunder forced his army to a rapid retreat.
اشتباه بزرگ ژنرال سپاهش را مجبور به عقب نشينی سريع کرد.
3. Daze
Confuse
……………………………..
A. The severity of the blow dazed the fighter and led to his defeat.
شدت ضربه حريف را گيج کرد و منجر به شکست او شد.
B. When he ventured out of the house at night, the child was dazed by the noise and the lights.
وقتي که بچه جرات کرد که شب از خانه بيرون رود از سر و صدا و چراغ ها گيج شده بود.
C. Dazed by the flashlight; Maria blundered down the steps.
ماريا که از نور چراغ قوه گيج شده بود، تلوتلو خوران از پله پايين آمد.
4. Mourn
Grieve;
Feel or show sorrow for
……………………………..
A. Sandra did not cease to mourn for john Lennon (lost friend).
ساندرا از عزاداری براي دوست از دست رفته اش (جان لنون) دست برنداشت.
B. The entire city mourned for the people lost in the calamity.
تمام شهر برای افراد از بين رفته در آن فاجعه سوگواری کردند.
C. We need not mourn over trifles.
نبايد بر سر مسائل جزئی غمگين شويم.
نیازی نیست بر سر مسائل کم اهمیت غمگين شويم.
5. Subside
Sink to a lower level;
Grow less
……………………………..
A. After the excessive rains stopped, the flood waters subsided.
بعد از توقف باران های سنگين، سيلاب فروکش کرد.
B. The waves subsided when the winds ceased to blow.
وقتی که وزش بادها متوقف شد، امواج فروکش کردند.
C. Danny’s anger subsided when the culprit apologized.
وقتي که مجرم عذرخواهي نمود، خشم «دني» فروکش کرد.
6. Maim
Cripple;
Disable;
Cause to lose an arm, leg, or other part of the body
……………………………..
A. Auto accidents maim many persons each year.
تصادفات اتومبيل هر ساله افراد زيادی را معلول می کنند.
B.Though he went through an awesome experience in the crash, Fred was not seriously maimed.
اگرچه فرد در تصادف تجربه ی وحشتناکی را گذراند، اما صدمه جدی ای ندید.
اگرچه فرد تصادف وحشتناکی را تجربه کرد، اما صدمه جدی ای ندید.
C. Car manufacturers insist that seat belts can prevent the maiming of passengers in the event of a crash.
توليدکنندگان اتومبيل اصرار دارند که در صورت بروز تصادف، کمربندهای ايمنی می توانند از معلول کردن مسافران جلوگيری کنند.
7. Comprehend
Understand
……………………………..
A. If you can use a word correctly, there is a good chance that you comprehend it.
اگر بتوانيد واژه ای را درست بکار ببريد، به احتمال زياد آن را می فهميد.
B. You need not be a pauper to comprehend fully what hunger is.
لازم نيست که فقیر باشيد تا کاملاً درک کنيد گرسنگی چيست.
C. My parents say that they cannot comprehend today’s music.
پدر و مادر من می گويند موسيقی امروزی را نمی فهمند.
8. Commend
Praise;
Hand over for safekeeping
……………………………..
A. Everyone commended the mayor’s thrifty suggestion.
همه پيشنهاد صرفه جويانه ی شهردار را ستودند.
B. Florence commended the baby to her aunt’s care.
فلورانس مراقبت بچه را به عمه اش واگذار کرد.
فلورانس بچه را به عمه اش داد تا از او نگهداری کند.
C. The truth is that we all like to be commended for good work.
واقعيت اين است که همه ي ما دوست داريم بخاطر کارهاي خوب ستايش شویم.
9. Final
Coming last;
Deciding
……………………………..
A. The final week of the term is rapidly approaching.
هفته ي پاياني ترم به سرعت نزديک مي شود.
B. Jose was commended for his improvement in the final test.
«جُوز» براي پيشرفت در امتحان نهايي اش مورد ستايش قرار گرفت.
C. The final censor of our actions is our own conscience.
تشخيص دهنده ی نهائی اعمال ما، وجدان ماست.
10. Exempt
Make free from;
Freed from
……………………………..
A. Our school exempts bright pupils from final exams.
مدرسه ی ما دانش آموزان با هوش را از امتحانات نهائی معاف می کند.
B. School property is exempt from most taxes.
اموال مدرسه از بیشتر مالیات ها معاف است.
C. Juvenile offenders are not exempt from punishment.
متخلفین نوجوان از مجازات معاف نیستند.
11. Vain
Having too much pride in one’s ability, looks, etc.
Of no use
……………………………..
A. Josephine is quite vain about her beauty.
ژزفين بخاطر زيبايی اش کاملاً مغرور است.
B. To be perfectly frank, I do not see what she has to be vain about.
راستش را بخواهيد من نمی فهمم چه چيزی دارد که بخاطر آن مغرور است.
راستش را بخواهيد من نمی فهمم به چیش می نازه.
C. Brian made numerous vain attempts to reach the doctor by telephone.
«برايان» تلاش هاي بيهوده زيادي انجام داد تا با دکتر تماس تلفني برقرار کند.
12. Repetition
Act of doing or saying again
……………………………..
A. The repetition of new words in this book will help you to learn them.
تکرار کلمات جدید در این کتاب به تو در یادگیری آنها کمک می کند.
B. Any repetition of such unruly behavior will be punished.
هرگونه تکرار چنين رفتار سرکشانه ای منجر به کيفر می شود.
C. After a repetition of his costly mistake, Jerry was fired from his job.
جری بعد از تکرار اشتباه پرهزينه اش، از کارش اخراج شد.
Words in Use
Camp Safety
For years a furniture salesman from Connecticut, Mitch Kurman, has toiled ceaselessly for the passage of a youth summer camp safety bill. Why? Because his son David was drowned when his canoe overturned in the raging waters of the Penobscot River. The camp counselors leading the trip were inexperienced, had blundered into dangerous waters, and had no life jackets for the canoers.
ایمنی کمپ
سالهاست که یک فروشنده مبلمان از کانکتیکات، میچ کرمن، بیوقفه برای تصویب لایحه ایمنی اردوگاه تابستانی جوانان زحمت کشیده است. چرا؟ زیرا پسرش دیوید با واژگونی قایق رانی او در آب های خروشان رودخانه پنوبسکوت غرق شد. مشاوران اردوگاهی که این سفر را هدایت میکردند، بیتجربه بودند، در آبهای خطرناک اشتباه کرده بودند و هیچ جلیقه نجاتی برای قایقرانیها نداشتند.
پایان درس بیست و نهم 504 واژه زبان انگلیسی ، خسته نباشی دوست عزیزم.
