آموزش درس سی و یکم ۵۰۴ واژه ویدیویی + متن واژگان - آژانس یادگیری کاوش

آموزش درس سی و یکم ۵۰۴ واژه ویدیویی + متن واژگان

1. Commuter

One who travels regularly, especially over a considerable distance, between home and work

……………………………..

                               

 

A. The average commuter would welcome a chance to live in the vicinity of his or her work.

عموم مسافرین‌ درون شهری هر فرصتی‌ برای زندگی‌ در حوالی‌ محل کارشان را مغتنم می‎شمارند.

عموم مسافرین‌ درون شهری از هر فرصتی‌ برای زندگی‌ در حوالی‌ محل کارشان استقبال می کنند.

 

B. Have your commuter’s ticket verified by the conductor.

بلیط سفر (تردد) خود را توسط مسئول بلیط تأیید کنید.

 

 

C. A novel educational program gives college credit to commuters who listen to a lecture while they are traveling to work.

برنامه ای آموزشیِ نوین به مسافرینیکه در مسیر رفت و برگشت به کارشان به سخنرانی گوش می‎دهند، مدرک دانشگاهی اعطا می‎کند.

2. Confine

Keep in;

Hold in

……………………………..

                                 

 

A. The fugitive was caught and confined to jail for another two years.

فراری دستگیر شد و برای دو سال دیگر به زندان افتاد.

 

B. A virus that was circulating in the area confined AI to his house.

ویروسی که در منطقه پخش شده بود، “ال” را در خانه‌اش حبس کرد.

 

C. Polio confined President Roosevelt to a wheelchair.

فلج اطفال، رئیس‌جمهور روزولت را محدود به صندلی چرخدار کرد.

3. Idle

 Not doing anything;

Not busy;

Lazy;

Without any good reason or cause;

To waste (time)

……………………………..

                                 

 

A. Any attempt to study was abandoned by the student, who idled away the morning.

دانش آموزی که صبح خود را به بطالت گذراند، از هر تلاشی برای مطالعه دست کشید.

 

B. The idle hours of a holiday frequently provide the best time to take stock.

ساعات بیکاری در یک تعطیلی اغلب بهترین زمان برای سبک و سنگین کردن کارهاست.

 

C. Do not deceive yourself into thinking that these are just idle rumors.

خودت را با این افکارکه اینها فقط شایعاتی بی اساس هستند، فریب نده.

4. Idol

A thing, usually an image, that is worshiped;

A person or thing that is loved very much

……………………………..

                                 

 

A. This small metal idol illustrates the art of ancient Rome.

 این بت فلزی کوچک، هنر روم باستان را نشان می دهد.

 

B. John Wayne was the idol of many young people who liked cowboy movies.

جان وین، محبوب بسیاری از جوانانی بود که فیلم های کابویی را دوست داشتند.

 

C. Scientists are still trying to identify this idol found in the ruins.

دانشمندان هنوز در تلاشند تا بتی را که در خرابه ها یافته اند، شناسایی کنند.

5. Jest

 Joke;

Fun;

Mockery;

Thing to be laughed at;

To joke;

Poke fun

……………………………..

                                 

 

A. Though he spoke in jest, Mark was undoubtedly giving us a message.

گرچه مارک به شوخی سخن می‎گفت، اما بدون شک داشت به ما پیامی می داد.

اگرچه مارک شوخی می‎کرد، اما بدون شک داشت به ما پیامی می داد.

 

B. Do not jest about matters of morality.

در مورد مسائل اخلاقی، شوخی نکنید.

 

C. In some quarters, honesty and hard work have become subjects of jest.

در برخی از مناطق، صداقت و سختکوشی مورد تمسخر واقع شده اند.

در برخی از مناطق، صداقت و سختکوشی موضوعی برای تمسخر شده اند.

6. Patriotic

Loving one’s country;

Showing love and loyal support for one’s country

……………………………..

                               

 

A. It is patriotic to accept your responsibilities to your country.

پذیرش مسئولیت های شما در برابر کشورتان نشانه ی میهن پرستی است.

 

B. The patriotic attitude of the captive led him to refuse to cooperate with the enemy.

نگرش میهن پرستانه ی زندانی به آن منجر شد که از همکاری با دشمن خودداری کند.

 

C. Nathan Hale’s patriotic statement has often been quoted: “I regret that I have but one life to give for my country.

جمله ی میهن پرستانه ی ناتان هیل اغلب اینگونه نقل شده است: « افسوس میخورم که فقط یک جان دارم که برای کشورم بدهم.»

7. Dispute

Disagree;

Oppose;

Try to win;

A debate or disagreement

……………………………..

                                 

 

A. Our patriotic soldiers disputed every inch of ground during the battle.

سربازان میهن پرست ما در طول نبرد برای بدست آوردن هر وجب خاک وطن تلاش کردند.

 

B. The losing team disputed the contest up until the final minute of play.

تیم بازنده تا آخرین دقیقه ی بازی تلاش کرد که برنده شود.

 

C. Many occupants of the building were attracted by the noisy dispute.

بسیاری از ساکنان ساختمان جذب بحث پر سر و صدا شدند.

8. Valor

Bravery;

Courage

……………………………..

                                 

 

A. The valor of the Vietnam veterans deserves the highest commendation.

شجاعت کهنه سربازان ویتنامی شایسته والاترین ستایش است.

 

B. No one will dispute the valor of Washington’s men at Valley Forge.

هیچ کس نمی تواند به شجاعت مردان واشنگتنی در ولی فورج شک کند.

هیچ کس در شجاعت مردان واشنگتنی در ولی فورج بحثی ندارد.

 

C. The fireman’s valor in rushing into the flaming house saved the occupants from a horrid fate.

شجاعت مأمور آتش نشانی در شتاب به سوی خانه شعله ور، ساکنان را از سرنوشتی وحشتناک نجات داد.

9. Lunatic

Crazy person;

Insane;

Extremely foolish

……………………………..

                                 

 

A. Only a lunatic would willingly descend into the monster’s cave.

تنها یک شخص دیوانه، مشتاقانه وارد غار هیولا می شود.

تنها یک شخص دیوانه، به میل خود  در غار هیولا فرو می رود.

 

B. Certain lunatic ideas persist even though they have been rejected by all logical minds.

برخی از عقاید احمقانه با اینکه تمام افکار منطقی آن را رد کرده اند، باقی می مانند.

 

C. My roommate has some lunatic ideas about changing the world.

هم اتاقی من در مورد تغییر جهان ایده های (افکار) احمقانه ای دارد.

10. Vein

 Mood;

A blood vessel that carries blood to the heart;

A crack or seam in a rock filled with a different mineral

……………………………..

                                 

 

A. A vein of lunacy seemed to run in the family.

به نظر می رسید رگ حماقت در آن خانواده جریان دارد.

 

B. Mario’s wrist was severely cut by the rock, causing his vein to bleed heavily.

مچ دست ماریو به شدت توسط تخته سنگی شکافته شد و باعث خونریزی شدید رگ او شد.

 

C. Explorations disclosed the rich vein of copper in the mountain.

 اکتشافات، رگه های غنی از مس را در کوهستان آشکار ساخت.

11. Uneventful

Without important or striking happenings

……………………………..

                                 

 

A. After the variety of bewildering experiences at the start of our trip, we were happy that the rest of the journey was uneventful.

پس از انواع تجارب مبهوت کننده در آغاز سفرمان، خوشحال بودیم که بقیه سفر یکنواخت بود.

پس از انواع تجارب مبهوت کننده در آغاز سفرمان، خوشحال بودیم که در بقیه ی سفر اتفاق خاصی نیفتاد.

 

B. Our annual class outing proved quite uneventful.

گردش (اردوی) سالانه ی کلاسمان کاملا یکنواخت از آب درآمد.

 

C. The meeting seemed uneventful but expert observers realized that important decisions were being made.

به نظر می‎رسید جلسه یکنواخت بود، اما ناظران خبره متوجه شدند که تصمیمات مهمی اتخاذ گردید.

12. Fertile

 Bearing seeds or fruit;

Producing much of anything

……………………………..

                                 

 

A. Chicks hatch from fertile eggs.

جوجه ها از تخم های بارور (نطفه دار) بیرون می آیند.

 

B. The loss of their fertile lands threw the farmers into a panic.

خسارات (از دست دادن) زمین های حاصلخیز، کشاورزان را به وحشت انداخت.

 

C. A fertile mind need never be uneasy about finding life uneventful.

یک ذهن خلاق هرگز با (هنگام) یکنواخت شدن زندگی، آشفته نمی شود.

Words in Use

Record Holders

The Guinness Book of World Records is full of fascinating facts. For example, the champion commuter is Bruno Leuthardt of Germany, who traveled 370 miles each day for ten years to his teaching job and was late only once because of a flood. The record for being buried alive is held by Emma Smith of Ravenshead, England. She was confined in a coffin for 100 days. What a way to spend the idle hours!

 

رکوردداران

کتاب رکوردهای جهانی گینس پر از حقایق شگفت انگیز است. به عنوان مثال، قهرمان رفت و آمد، برونو لوتاردت آلمانی است که به مدت ده سال هر روز 370 مایل را به خاطر شغل معلمی خود طی می کرد و تنها یک بار به دلیل سیل تاخیر داشت. رکورد زنده به گور شدن در اختیار اما اسمیت از شهر رِیوِنز هِد انگلستان است. او به مدت 100 روز در تابوت محبوس بود. عجب روشی برای گذراندن ساعات بیکاری!

 

پایان درس سی و یکم 504 واژه زبان انگلیسی ، خسته نباشی دوست عزیزم.

پست های مرتبط

مطالعه این پست ها رو از دست ندین!

آموزش درس سی و چهارم ۵۰۴ واژه ویدیویی + متن واژگان

بیشتر بخوانید

آموزش درس سی و سوم ۵۰۴ واژه ویدیویی + متن واژگان

آنچه در این پست میخوانید ۱. Volunteer 2. Prejudice 3. Shrill 4. Jolly 5. Witty 6. Hinder 7. Lecture 8….

بیشتر بخوانید

آموزش درس سی و دوم ۵۰۴ واژه ویدیویی + متن واژگان

آنچه در این پست میخوانید ۱. Refer 2. Distress 3. Diminish 4. Maximum 5. Flee 6. Vulnerable 7. Signify 8….

بیشتر بخوانید

نظرات

سوالات و نظراتتون رو با ما به اشتراک بذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این یک سایت آزمایشی است
ساخت با دیجیتس