آموزش درس نوزدهم ۵۰۴ واژه ویدیویی + متن واژگان - آژانس یادگیری کاوش

آموزش درس نوزدهم ۵۰۴ واژه ویدیویی + متن واژگان

درس نوزدهم 504 واژه

1. Harvest

Gathering in of grain or other food crops

……………………………..

                    

 

A. This year’s harvest was adequate to feed all our people.

برداشت  (محصول)  امسال برای تغذیه ی همه جمعیت ما کافی بود.

 

B. The farmer decided to expand his fields so that he would get a bigger harvest.

کشاورز تصمیم گرفت که مزارعش را گسترش دهد تا محصول بیشتری بدست آورد.

 

C. If the harvest is poor, there is always the possibility of a famine.

اگر برداشت (محصول) کم باشد، همیشه احتمال قحطی وجود دارد.

2. Abundant

More than enough;

Very plentiful

……………………………..

                    

 

A. It is urgent that the hospital have an abundant supply of blood.

ضروری است که بیمارستان ذخیره خون فراوان داشته باشد.

 

B. An abundant harvest was predicted by the secretary of agriculture.

وزیر کشاورزی محصول فراوانی را پیش بینی کرد.

 

C. In recent years an abundant number of complaints have disturbed the telephone company.

در سال های اخیر، تعداد بی شمار شکایت ها، شرکت مخابرات را مختل کرده است.

3. Uneasy

 Restless;

Disturbed;

Anxious

……………………………..

                    

 

A. Mrs. Spinner was uneasy about letting her son play in the vicinity of the railroad tracks.

خانم اسپینر دلواپس بود از اینکه اجازه دهد پسرش در کنار خطوط راه آهن بازی کند.

 

B. The treasurer was uneasy about the company’s budget.

خزانه دار نگران بودجه ی شرکت بود.

 

C. Arnold felt uneasy about the meeting even though he tried to act in a casual manner.

هرچند آرنولد سعی می کرد عادی برخورد کند، اما درباره جلسه احساس نگرانی می کرد.

هرچند آرنولد سعی می کرد عادی برخورد کند، اما درباره جلسه دلشوره داشت.

4. Calculate

Find out by adding, subtracting, multiplying, or dividing;

Figure

……………………………..

                    

 

A. The cook had to calculate the number of diners to see whether he could decrease his order for meat.

آشپز مجبور بود تعداد افراد میهمان به شام را محاسبه کند که ببیند آیا می تواند سفارش برای گوشت را کاهش دهد.

 

B. In order to see how expensive the car was, the buyer calculated the tax and other charges.

خریدار، مقدار مالیات و دیگر هزینه‎ها را محاسبه کرد تا ببیند قیمت ماشین چقدر است.

 

 

C. I used an abacus to calculate my average.

از یک چرتکه برای محاسبه معدلم استفاده کردم.

5. Absorb

Take in or suck up (liquids);

Interest greatly

……………………………..

                    

 

A. The sponge absorbed the beer which had leaked from the keg.

اسفنج، آبجویی را که از بشکه چکیده بود به خود جذب کرد.

 

B. Our bodies must absorb those things which will nourish them.

بدن ما باید چیزهایی را جذب کند که مغذی هستند.

 

C. I became absorbed in what the teacher was saying and did not hear the bell ring.

مجذوب گفته های استاد شدم و صدای زنگ را نشنیدم.

6. Estimate

Form a judgment or opinion about;

Guess

……………………………..

                    

 

A. The driver estimated that the auto race would commence at nine o’clock.

راننده پیش بینی کرد که مسابقه اتومبیل رانی در ساعت ٩ آغاز خواهد شد.

 

B. . I try to avoid making estimates on things I know nothing about.

سعی می کنم از حدس زدن در مورد مواردی که درباره آن ها چیزی نمی دانم، اجتناب کنم.

 

C. In your estimate, who will be victorious in this conflict?.

به نظر شما چه کسی در این درگیری پیروز خواهد شد؟

7. Morsel

A small bite;

Mouthful;

Tiny amount

……………………………..

                   

 

A. When Reynaldo went into the restaurant, he pledged to eat every morsel on his plate.

وقتی رینالدو به رستوران رفت، قول داد تا آخرین لقمه از بشقابش را هم بخورد.

 

B. Suzanne was reluctant to try even a morsel of the lobster.

سوزان مایل نبود حتی یک تکه از خرچنگ را امتحان کند.

 

C. If you had a morsel of intelligence, you would be uneasy, too.

فکر اینکه حشره کوچکی می تواند تهدیدی برای انسان باشد مضحک است.

8. Quota

 

Share of a total due from or to a particular state, district, person, etc.

……………………………..

                   

 

A. The company revealed a quota of jobs reserved for college students.

 شرکت، سهمیه مشاغلی را که برای دانشجویان کنار گذاشته بود، اعلام نمود.

 

B. There was a quota placed on the number of people who could migrate here from China.

 برای تعداد کسانی که می توانستند از چین به اینجا مهاجرت کنند سهمیه ای مقرر شده بود.

 

C. Lieutenant Dugan doubted that a quota had been placed on the number of parking tickets each police officer was supposed to give out.

ستوان دوگان شک کرد که آیا سهمیه ای برای تعداد برگه های جریمه پارکینگ که هر افسر پلیس قرار بود صادر کند، در نظر گرفته شده است یه نه؟

9. Threat

Sign or cause of possible evil or harm

……………………………..

                   

 

A. There is always the horrid threat that my job will be abolished.

همیشه این تهدید وحشتناک وجود دارد که شغلم را از دست بدهم.

 

B. It is absurd to think that a tiny bug could be a threat to a person.

فکر اینکه حشره کوچکی می تواند تهدیدی برای انسان باشد مضحک است.

 

C. You can be arrested for making a threat against someone’s life.

شما می توانید به خاطر تهدید علیه زندگی دیگران دستگیر شوید.

10. Ban

Prohibit;

Forbid

……………………………..

                   

 

A. The group unanimously voted to ban all people who were under six feet.

گروه به اتفاق آرا، تصمیم گرفت که تمامی افراد زیر شش فوت را ممنوع کند.

 

B. Health officials are trying to expand their field in order to ban cigarette advertising from newspapers and magazines.

مسئولین بهداشت در تلاشند دامنه ی فعالیتشان را گسترش دهند تا تبلیغات سیگار را در روزنامه ها و مجلات ممنوع کنند.

 

C. You can be arrested for making a threat against someone’s life.

می خواهم از ورود همه غریبه‎ها به بحث در خصوص امنیت جلوگیری کنم.

11. Panic

 Unreasoning fear;

Fear spreading through a group of people so that they lose control of themselves

……………………………..

                   

 

A. The leader of the lost group appealed to them not to panic.

راهنمای گروه گم شده از آن ها خواهش کرد که نترسند.

 

B. When the danger was exaggerated, a few people started to panic.

هنگامی که در مورد خطر اغراق شد، برخی افراد شروع به ترسیدن نمودند.

 

C. The source of panic in the crowd was a man with a gun.

منشأ وحشت در میان جمع، فردی با یک اسلحه بود.

12. Appropriate

 Fit;

Set apart for some special use

……………………………..

                   

 

A. At an appropriate time, the chief promised to reveal his plan.

رئیس قول داد نقشه اش را در زمانی مناسب اعلام کند.

 

B. The lawn was an appropriate setting for Eileen’s wedding.

چمن زار محیط مناسبی برای ازدواج آیلین بود.

 

C. After some appropriate prayers, the dinner was served.

پس از ادعیه مخصوص، شام سرو شد.

Words in Use

Protecting Our Health

Pick an apple, a tomato, a peach-no worms in the harvest. We are familiar with the abundant use of pesticides by farmers, but today’s chemists are becoming uneasy. They calculate that there are 45,000 different pesticides, and all of them can be absorbed by the fruit on which they are sprayed.

 

محافظت از سلامتی ما

یک سیب، یک گوجه فرنگی، یک هلو را انتخاب کنید، محصولات بدون کرم هستند. ما با استفاده فراوان کشاورزان از آفت کش ها آشنا هستیم، اما شیمیدانان امروزه دلواپس و نگران هستند. بر اساس برآورد آنان 45000 آفت کش مختلف وجود دارد و همه آنها می توانند توسط میوه ای که روی آن اسپری می شوند جذب شوند.

 

پایان درس نوزدهم 504 واژه زبان انگلیسی ، خسته نباشی دوست عزیزم.

پست های مرتبط

مطالعه این پست ها رو از دست ندین!

آموزش درس سی و چهارم ۵۰۴ واژه ویدیویی + متن واژگان

بیشتر بخوانید

آموزش درس سی و سوم ۵۰۴ واژه ویدیویی + متن واژگان

آنچه در این پست میخوانید ۱. Volunteer 2. Prejudice 3. Shrill 4. Jolly 5. Witty 6. Hinder 7. Lecture 8….

بیشتر بخوانید

آموزش درس سی و دوم ۵۰۴ واژه ویدیویی + متن واژگان

آنچه در این پست میخوانید ۱. Refer 2. Distress 3. Diminish 4. Maximum 5. Flee 6. Vulnerable 7. Signify 8….

بیشتر بخوانید

نظرات

سوالات و نظراتتون رو با ما به اشتراک بذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این یک سایت آزمایشی است
ساخت با دیجیتس