آموزش درس هفدهم ۵۰۴ واژه ویدیویی + متن واژگان

1. Appeal
Attraction;
Interest;
To urge
……………………………..
A. Anything Jorge could get at wholesale price had a great appeal for him.
هرچیزی که جورج می توانست به قیمت عُمده بخرد، برایش جذابیت زیادی داشت.
B. My boss always appeals to his employees to work swiftly and neatly.
رئیسم همواره از کارمندانش میخواهد که سریع و دقیق کار کنند.
C. I found her clothing designs to be enormously appealing.
من متوجه شدم که طرح های لباس او بسیار جذاب است.
طرح های لباس او به نظرم بسیار جذاب است.
2. Addict
One who cannot break away from a habit or practice
……………………………..
A. Because he was a heroin addict, it was essential for Carlos to get the drug each day.
چون کارلوس به هروئین معتاد بود، لازم بود هر روز مواد مصرف کند.
B. Marcia became flabby because she was addicted to ice cream sodas.
مارسیا چاق شد چون به بستنی معتاد شده بود.
C. Those who take aspirins and other pain-killers regularly, should realize that they may become drug addicts, too.
افرادی که به طور مرتب آسپرین و دیگر مسکّن ها مصرف میکنند، باید بدانند که آنها نیز ممکن است معتاد به دارو شوند.
3. Wary
On one’s guard against danger or trickery;
Cautious
……………………………..
A. Marilyn’s mother told her to be wary of strangers.
مادر ماریلین به او گفت مراقب غریبه ها باشد.
B. After Orlando had been the victim of a cheat, he was wary of those who said they wanted to help him.
بعد از اینکه از ارلاندو کلاهبرداری شد، نسبت به کسانی که می گفتند میخواهند به او کمک کنند، محتاط بود.
C. Living in a polluted city makes you wary of the air you breathe.
زندگی در یک شهر آلوده، شما را نسبت به هوایی که تنفس می کنید، محتاط می کند.
4. Aware
Knowing;
Realizing
……………………………..
A. Donna was aware of her tendency to exaggerate.
دونا از تمایلش به اغراق کردن آگاه بود.
دونا میدانست که دوست دارد اغراق کند.
B. It was some time before the police became aware of the brawl that was taking place on the street.
مدتی طول کشید تا پلیس از دعوایی که در خیابان رخ داده بود آگاه شد.
C. One way to gain knowledge is to be aware of everything around you.
یک راه کسب معلومات این است که از هر چیزی در اطرافتان آگاه باشید.
5. Misfortune
Bad luck
……………………………..
A. It was my misfortune that our car wasn’t thoroughly checked before the trip through the desert.
این هم از بد شناسی من بود که قبل از سفر از راه صحرا اتومبیل ما کاملاً بررسی نشده بود.
B. Being bitten by the vicious dog was quite a misfortune for Tommy.
بد شانسی محض تامی این بود که یک سگ وحشی او را گاز گرفت.
خیلی بدشانس بود تامی که یک سگ وحشی او را گاز گرفت.
C. Expanding the comic strips, the editor hoped that more people would buy his paper.
بد شانسی من بود که برای یک آدم حریص (طماع) کار میکردم.
این بد شانسی را داشتم که برای یک آدم حریص (طماع) کار میکردم.
6. Avoid
Keep away from;
Keep out of the way of
……………………………..
A. If you are fortunate, you can avoid people who are trying to deceive you.
اگر خوش شانس باشید، می توانید از افرادی که می کوشند شما را فریب دهند دوری کنید.
B. There was no way to avoid noticing her beautiful green eyes.
به هیچ طریقی نمیشد از توجه به چشمان سبز و زیبای او اجتناب کرد.
C. EAvoid getting into a brawl if you can.
اگر می توانی، از وارد شدن به مشاجره دوری کن.
تا می توانی، از دعوا دوری کن.
7. Wretched
Very unsatisfactory;
Miserable
……………………………..
A. I feel wretched after a night when I’ve scarcely slept.
بعد از اینکه یک شب به سختی توانستم بخوابم، احساس بسیار بدی داشتم.
B. There was unanimous agreement that we had seen a wretched movie.
همگی موافق بودیم که فیلم بسیار بدی را دیده ایم.
C. Toby had wretched luck at the gambling tables.
توبی سر میز قمار بد شانس بود.
8. Keg
Small barrel, usually holding less than ten gallons
……………………………..
A. The corner saloon uses numerous kegs of beer on a Saturday night.
سالن کناری، بشکه های آبجو زیادی را شنبه شب ها مصرف می کند.
B. “Get a keg of nails,” the carpenter shouted at me.
نجار سرم فریاد زد: “یک جعبه میخ بیار”.
C. It is obvious to me that the situation is filled with peril, a real powder keg if I ever saw one.
برای من روشن است که این موقعیت خطرناکی است، مثل یک بشکه باروت واقعی خطرناک ترینه.
9. nourish
Make or keep alive and well, with food;
Feed;
Develop an attitude
……………………………..
A. A diet of nourishing food is served to every hospital patient.
در بیمارستان، به هر بیمار یک رژیم غذایی مقوی داده می شود.
B. It was easy to detect that the skinny boy was not well nourished.
تشخیص این که آن پسر لاغر خوب تغذیه نشده بود، آسان بود.
راحت می شد فهمید که پسرک لاغر، خوب تغذیه نشده بود.
C. After the operation, our doctor plans to nourish my mother with vitamins and good food.
بعد از عمل جراحی، پزشک مان قصد دارد با ویتامین و غذاهای خوب مادرم را تقویت کند.
10. Harsh
Long and thin;
Limited;
Slight
……………………………..
A. The law is harsh on people who go around menacing others.
قانون در مورد افرادی که پرسه می زنند و دیگران را تهدید می کنند، بسیار خشن است.
B. Looking at his cigarette, Phil realized it was absurd to inhale such harsh smoke.
فیل در حالی که به سیگارش نگاه می کرد احساس کرد که استنشاق چنین دود تندی احمقانه است.
C. Hazel altered her tone of voice from a harsh one to a soft tone.
هِیزُل لحن صدایش را از لحنی زمخت به لحنی نرم تغییر داد.
11. Quantity
Amount
……………………………..
A. I never neglect to carry a small quantity of money with me.
هیچ وقت از اینکه مقدار کمی پول با خودم داشته باشم غافل نیستم.
B. Who believes that quantity is better than quality?.
چه کسی باور دارد که کمیت بهتر از کیفیت است.
C. A large quantity of meat is always stored in our freezer.
همیشه مقدار زیادی گوشت در فریزر ما نگهداری می شود.
12. Opt
Choose or favor;
Select
……………………………..
A.If you give me an ice cream choice, I’ll opt for chocolate.
اگر انتخاب بستنی را به من بسپارید، نوع شکلاتی را انتخاب می کنم.
B. Our cheerleaders plan to opt for new sweaters.
تشویق کنندگان ما قصد دارند پلیورهای (ژاکت های) جدید انتخاب کنند.
C. On Friday, three of my buddies will opt to go into the navy.
سه تا از دوستان ما قصد دارند روز جمعه به نیروی دریایی ملحق شوند.
Words in Use
A Cup of Coffee?
The drink with the most appeal for Americans is still coffee, but coffee addicts had better be wary of the instant forms. Greedy for customers and confident they won’t lose them, companies will put their product in any instant form -liquid, powder, chips- and the coffee drinker, aware of his misfortune, finds it hard to avoid some of the more wretched instant products.
یک فنجان قهوه؟
نوشیدنی با بیشترین جذابیت برای آمریکایی ها هنوز قهوه است، اما معتادان به قهوه بهتر است مراقب انواع فوری آن باشند. شرکتهای حریص و طماع که مطمئن هستند که مشتریان را از دست نمیدهند، محصول خود را بشکل آماده ی مصرف ارایه می کنند، مانند مایع، پودر، چیپس؛ و قهوهخورِ آگاه از بدبختی خود، در مییابدکه سخت میتوان از بعضی از این محصولات بی کیفیت تر آماده مصرف اجتناب کرد.
پایان درس هفدهم 504 واژه زبان انگلیسی ، خسته نباشی دوست عزیزم.
