آموزش درس دوم ۵۰۴ واژه ویدیویی + متن واژگان - آژانس یادگیری کاوش

آموزش درس دوم ۵۰۴ واژه ویدیویی + متن واژگان

درس دوم 504 واژه

1. Corpse

 

A dead body; usually of a person

……………………………..

درس دوم 504

 

A. When given all the data on the corpse, the professor was able to solve the murder.

 

وقتی همه داده های مربوط به جسد ارائه شد، پرفسور توانست مسئله قتل را حل کند.

درس دوم 504

 

B. The corpse was laid to rest in the vacant coffin.

 

جسد در تابوت خالی آرمیده بود.

 

C. An oath of revenge was sworn over the corpse by his relatives.

 

خویشاندان بالای سر جسد سوگند انتقام یاد کردند.

2. Conceal

Hide

……………………………..

 

A. Tris could not conceal his love for

تریس نمیتوانست عشق خود به گلوریا را پنهان کند.

 

B. Count Dracula concealed the corpse in his castle.

 

کنت دراکولا جسد را در قلعه خود پنهان کرد.

 

C. The money was so cleverly concealed that we were forced to abandon our search for it.

 

پولها آنقدر ماهرانه پنهان شده بود که مجبور شدیم از جستجو برای آن دست بکشیم .

3. Dismal

Dark and Depressing

……………………………..

 

A. When the weather is so dismal, I sometimes stay in bed all day.

بعضی مواقع وقتی هوا دلگیر است، کل روز را در رختخواب میمانم.

 

B. I am unaccustomed to this dismal

به این هوای دلگیر عادت نکرده ام.

 

C. As the dismal reports of the election came in, the senator’s friends tactfully made no mention of them.

 

وقتی گزارشات ناامید کننده انتخابات رسید، دوستان سناتور مدبرانه اشاره ای به آن نکردند.

4. Frigid

Very cold

……………………………..

 

A. It was a great hardship for the men to live through the frigid winter at Valley Forge.

 

زندگی در تمام طول زمستان بسیار سرد ولی فورگ، برای مردم  بسیار سخت بود.

 

B. The jealous bachelor was treated in a frigid manner by his girlfriend.

 

دوست دختر مرد مجرد حسود، به سردی با او برخورد کرد.

 

C. Inside the butcher’s freezer the temperature was frigid.

 

دمای درون فریزر قصاب، بسیار سرد بود.

5. Inhabit

Live in

……………………………..

 

A. Eskimos inhabit the frigid part of Alaska.

اسکیموها در قسمت سرد شمالی آلاسکا سکونت دارند.

 

B. Because Sidney qualified, he was allowed to inhabit the vacant apartment.

 

چون سیدنی شرایطش را داشت، به او اجازه اقامت در آن واحدخالی داده شد.

 

 

C. Many crimes are committed each year against those who inhabit the slum area of our city.

هرساله جنایات زیادی علیه زاغه نشینان  شهرمان رخ میدهد.

 

6. Numb

Without the power of feeling;

Deadened

……………………………..

 

A. My fingers quickly became numb in the frigid room.

 

انگشتانم خیلی زود در اتاق بسیار سرد، کرخت (بی حس) شدند.

 

B. A numb feeling came over Massey as he read the telegram.

وقتی که آقای ماسی  تلگراف را خواند، خشکش زد.

 

C. When the nurse stuck a pin in my numb leg, I felt nothing.

 

وقتی پرستار سنجاقی را در پای بی حسم فرو برد، چیزی احساس نکردم.

7. Peril

Danger

……………………………..

 

A. The hunter was abandoned by the natives when he described the peril that lay ahead of them.

 

بومیان پس از آن که شکارچی خطر پیش رویشان را توضیح داد، او را ترک (رها) کردند.

 

 

B. There is great peril in trying to climb the mountain.

خطرات زیادی در تلاش برای بالا رفتن از کوه وجود دارد.

 

C. Our library is filled with stories of perilous adventures.

کتابخانه ما پر است از داستانهایی درباره ماجراجویی های خطرناک.

8. Recline

Lie down

Stretch out

Lean back

……………………………..

 

A. Richard likes to recline in front of the television set.

ریچارد دوست دارد جلوی تلویزیون دراز بکشد.

 

B. After reclining on her right arm for an hour, Maxine found that it had become numb.

ماکسیم پس از یک ساعت خوابیدن روی بازویش متوجه بی حس شدن آن شد.

 

C. My dog’s greatest pleasure is to recline by the warm fireplace.

لم دادن جلوی شومینه گرم، بهترین دلخوشی سگ من است.

9. shriek

Scream

……………………………..

 

A. The maid shrieked when she discovered the corpse.

وقتی دوشیزه جنازه را پیدا کرد، جیغ کشید.

 

B. With a loud shriek, Ronald fled from the room.

  رونالد با جیغی بلند، از اتاق گریخت.

 

C. Facing the peril of the waterfall, the boatman let out a terrible shriek.

قایقران با مشاهده خطر آبشار، جیغ وحشتناکی کشید.

10. Sinister

 Evil

Wicked

Dishonest

Frightening

……………………………..

 

A. The sinister plot to cheat the widow was uncovered by the police.

 

دسیسه شیطانیِ فریب بیوه زن، توسط پلیس برملا نشد.

 

B. When the bank guard spied the sinister-looking customer, he drew his gun.

وقتی نگهبان بانک متوجه مشتری با ظاهر خلافکار شد، او اسلحه کشید.

 

 

C. I was frightened by the sinister shadow at the bottom of the stairs.

سایه وحشتناکِ انتهای راه پله مرا ترساند.

11. Tempt

Try to get someone to do something

Test

Invite

……………………………..

 

A. A banana split can tempt me to break my diet.

یک دسر موز میتواند مرا وسوسه کند رژیمم را بشکنم.

 

B. The sight of beautiful Louise tempted the bachelor to change his mind about marriage.

جلوه ای از لوئیس زیبا، جوان مجرد را وادار کرد نظرش را در مورد ازدواج تغییر دهد.

 

C. Your offer of a job tempts me greatly.

پیشنهاد کاری شما به شدت وسوسه ام می کند.

12. Wager

Bet

……………………………..

 

A. I lost a small wager on the Super Bowl.

شرط (بندی) کوچکی را در سوپر باول باختم.

 

B. After winning the wager, Tex treated everyone to free drinks.

 

تکس بعد از اینکه شرط بندی را برد، همه را به نوشیدنی های مجانی مهمان کرد.

 

C. It is legal to make a wager in the state of Nevada.

شرط بندی در ایالت نوادا قانونی است.

Terror in the Cemetery

I like to bet on anything that is exciting, so when my friends tried to tempt me with an offer, I took it. The idea was for me to spend a frigid December night in a cemetery, all alone, in order to win twenty dollars. Little did I realize that they would use dirty tricks to try to frighten me into abandoning the cemetery, therefore losing my wager.

وحشت در گورستان

من دوست دارم روی هر چیزی که هیجان انگیز است شرط بندی کنم، بنابراین وقتی دوستانم سعی کردند با پیشنهادی مرا وسوسه کنند، آن را قبول کردم. ایده این بود که من یک شب سرد دسامبر را در یک گورستان به تنهایی بگذرانم تا بیست دلار برنده شوم. غافل از اینکه که آنها از حقه های کثیف استفاده می کنند تا مرا بترسانند تا گورستان را رها کنم و در نتیجه شرطم را ببازم.

My plan was to recline in front of a large grave, covered by a warm blanket, with a flashlight to help me cut through the dismal darkness. After midnight, I heard a wild shriek. I thought I saw the grave open and a corpse rise out of it! Although I was somewhat numb with fear, I tried to keep my senses.

 

برنامه من این بود که جلوی یک قبر بزرگ، با یک پتوی گرم، با چراغ قوه دراز بکشم تا به من کمک کند تا آن تاریکی ملالت آور را سپری کنم. بعد از نیمه شب، صدای جیغ وحشتناکی شنیدم. فکر کردم قبر را دیدم که باز شد و جسدی از آن بیرون آمد! با اینکه از ترس تا حدودی بی حس شده بودم، سعی کردم حواسم را جمع کنم.

Using good judgment, I knew that no peril could come to me from that sinister figure. When I did not run in terror, my friends, who had decided to conceal themselves behind the nearby tombstones, came out and we all had a good laugh. Those spirits that may inhabit a cemetery must have had a good laugh, too.

خوب که بالا پایین کردم، دیدم که هیچ خطری از آن شبح شوم متوجه من نمی شود. وقتی وحشت زده دویدم، دوستانم که تصمیم گرفته بودند پشت سنگ قبرهای مجاور پنهان شوند بیرون آمدند و همه حسابی خندیدیم. ارواحی هم که ممکن است در یک گورستان زندگی کنند، باید حسابی خندیده باشند.

پایان درس دوم 504 واژه زبان انگلیسی ، خسته نباشی دوست عزیزم.

پست های مرتبط

مطالعه این پست ها رو از دست ندین!

آموزش درس سی و چهارم ۵۰۴ واژه ویدیویی + متن واژگان

بیشتر بخوانید

آموزش درس سی و سوم ۵۰۴ واژه ویدیویی + متن واژگان

آنچه در این پست میخوانید ۱. Volunteer 2. Prejudice 3. Shrill 4. Jolly 5. Witty 6. Hinder 7. Lecture 8….

بیشتر بخوانید

آموزش درس سی و دوم ۵۰۴ واژه ویدیویی + متن واژگان

آنچه در این پست میخوانید ۱. Refer 2. Distress 3. Diminish 4. Maximum 5. Flee 6. Vulnerable 7. Signify 8….

بیشتر بخوانید

نظرات

سوالات و نظراتتون رو با ما به اشتراک بذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این یک سایت آزمایشی است
ساخت با دیجیتس