آموزش درس شانزدهم ۵۰۴ واژه ویدیویی + متن واژگان - آژانس یادگیری کاوش

آموزش درس شانزدهم ۵۰۴ واژه ویدیویی + متن واژگان

درس شانزدهم 504 واژه

1. Slender

Long and thin;

Limited;

Slight

……………………………..

                    

 

A. Carlotta’s slender figure made her look somewhat taller than she was.

اندام لاغر کارلوتا او را تا حدی بلندتر از آن چیزی که بود، نشان می داد.

 

B. The slender thief was able to enter the apartment through the narrow window.

دزد لاغر توانست از طریق پنجره باریک وارد آپارتمان شود.

 

C.  Expanding the comic strips, the editor hoped that more people would buy his paper.

ویراستار با افزایش  کارتون ها امیدوار بود که افراد بیشتری روزنامه اش را بخرند.

2. Surpass

Do better than;

Be greater than;

Excel

……………………………..

                    

 

A.  The machines of the twenty-first century surely surpass those of earlier times.

ماشین های قرن بیست و یکم قطعاً از دوره های قبلی بهتر هستند.

 

B. Most farmers believe that rural life far surpasses urban living.

بیشتر کشاورزان معتقدند که زندگی روستایی بسیار بهتر از زندگی شهری است.

 

C. It is undeniable that a cold lemonade in July cannot be surpassed.

این که در ماه جولای هیچ چیز نمی تواند بهتر از یک شربت آبلیمو باشد، انکار ناپذیر است.

واضحه که هیچی بهتر از یک شربت لیموناد نیست.

3. Vast

Very great;

Enormous

……………………………..

                    

 

A. Daniel Boone explored vast areas that had never been settled.

«دانیل بون» مناطق وسیعی را کشف کرد که هرگز در آن سکونت نشده بود.

 

B. Our campus always seems vast to new students.

محوطه ی دانشگاه ما همیشه در نظر دانشجویان جدید الورود وسیع است.

 

C. Vast differences between the two sides were made clear in the debate.

اختلافات عمیق بین دو طرف، در مناظره آشکار شد.

4. Doubt

Not believe;

Not be sure of;

Feel uncertain about;

Lack of certainty

……………………………..

                   

 

A. Scientists doubt that a total cure for cancer will be found soon.

دانشمندان تردید دارند که بزودی درمانی کامل برای سرطان یافت شود.

 

B. The question of whether he could survive the winter was left in doubt.

این مسئله که آیا او می توانست از زمستان جان سالم به در ببرد، مورد تردید بود.

 

C. We don’t doubt that the tradition of marriage will continue.

شک نداریم که سنت ازدواج ادامه پیدا خواهد کرد.

5. Capacity

Amount of room or space inside;

Largest amount that can be held by a container

……………………………..

                   

 

A. A sign in the elevator stated that its capacity was 1100 pounds.

علامت موجود در آسانسور نشان می‎دادکه ظرفیت آن ١١٠٠ پوند است.

 

B. The gasoline capsule had a capacity of 500 gallons.

ظرفیت کپسول بنزین ۵٠٠ گالن بود.

 

C. So well-liked was the prominent speaker that the auditorium was filled to capacity when he began his lecture.

آنقدر سخنران برجسته پرطرفدار (محبوب) بود که وقتی سخنرانی اش را شروع کرد ظرفیت تالارسخنرانی پرشد.

6. Penetrate

Get into or through

……………………………..

                    

 

A. We had to penetrate the massive wall in order to hang the mirror.

برای آویزان کردن آئینه مجبور بودیم دیوار بزرگ را سوراخ کنیم.

 

B. Although Kenny tried to pound the nail into the rock with a hammer, he couldn’t penetrate the hard surface.

گرچه  کنی  تلاش کرد میخ را با چکش در سنگ بکوبد، اما نتوانست به سطح سخت نفوذ کند .

 

C. The thieves penetrated the bank’s security and stole the money.

دزدها به سیستم امنیتی بانک نفوذ کردند و پول ها را دزدیدند.

7. Pierce

Go into;

Go through;

Penetrate

……………………………..

                    

 

A. My sister is debating whether or not to get her ears pierced.

خواهرم در مورد سوراخ کردن یا نکردن گوش خود بحث می کند.

 

B. I tried to ignore his bad violin playing, but the sound was piercing.

تلاش کردم بد ویولون نواختن او را نادیده بگیرم، اما صدایش کر کننده بود.

 

C. Halloran violently pierced the skin of his rival, causing massive bleeding.

هَلورِن با خشونت پوست حریفش را پاره کرد و باعث خونریزی شدیدی شد.

8. Accurate

Exactly right as the result of care or pains

……………………………..

                   

 

A. Ushers took an accurate count of the people assembled in the theater.

راهنماها دقیقاً افرادی را که در تماشاخانه جمع شده بودند شمارش کردند.

 

B. Emma’s vision was so accurate that she didn’t need glasses.

بینایی اما به قدری دقیق بود که نیازی به عینک نداشت.

 

C. In writing on the topic, Vergil used accurate information.

 ورجل برای نوشتن پیرامون آن موضوع، از اطلاعات دقیق استفاده نمود.

9. Microscope

Instrument with a lens for making objects larger so that one can see things more clearly

……………………………..

                    

 

A. The students used a microscope to see the miniature insect.

دانش آموزان برای دیدن حشره ریز از میکروسکوپ استفاده کردند.

 

B. When young Oprah’s birthday came around, her uncle gave her a microscope.

وقتی که جشن تولد اپرای جوان رسید عمویش به او یک میکروسکوپ داد.

 

C. Using a microscope, the scientist was able to probe into the habits of germs.

دانشمند با استفاده از میکروسکوپ، توانست درباره ی رفتار میکروب ها تحقیق کند.

10. Grateful

Feeling gratitude;

Thankful

……………………………..

                    

 

A.  The majority of pupils felt grateful for Mr. Ash’s help.

اکثر دانش آموزان از کمک آقای اَش سپاسگزار بودند.

 

B. We were grateful that the gloomy weather cleared up on Saturday.

خوشحال بودیم که هوای گرفته، روز شنبه صاف شد.

 

C. In his letter, Waldo told how grateful he was for the loan.

والدو در نامه اش نوشت که بسیار برای وام ممنون است.

11. Cautious

 Very careful;

Never taking  chances

……………………………..

                   

 

A. Be cautious when you choose your opponent.

وقتی که حریفت را انتخاب می کنی، مراقب باش.

در انتخاب رقیبت محتاط باش.

 

B. Good authors are cautious not to exaggerate when they write.

نویسندگان خوب مراقبند در هنگام نوشتن اغراق ننمایند.

 

C. If the rain is failing in torrents, it is best to drive cautiously.

اگر باران سیل آسایی ببارد، بهتر است با احتیاط رانندگی کنی.

12. Confident

Firmly believing;

Certain;

Sure

……………………………..

                    

 

A. judge Emery was confident he could solve the conflict.

قاضی اِمِری  مطمئن بود که می تواند اختلاف را حل کند.

 

B. When he lifted the burden, Scotty was confident he could carry it.

وقتی اسکاتی بار را بلند کرد، مطمئن بود که می تواند آن را حمل کند.

 

C. Annette was confident she would do well as a nurse.

 آنت  مطمئن بود که می تواند کارش را به خوبی یک پرستار انجام دهد.

آنت مطمئن بود که به عنوان یک پرستار خوب عمل خواهد کرد.

Words in Use

A Valuable Discovery

The laser is a marvelous device that sends out a slender, concentrated beam of light, a light that surpasses the light at the sun’s surface. So vast is the laser beam’s power that it has without a doubt the capacity to vaporize any substance located anywhere on earth. The laser can penetrate steel, pierce a diamond, or make an accurate die for wire so thin that it can be seen only with a microscope.

 

یک کشف ارزشمند

لیزر دستگاه شگفت انگیزی است که پرتو نوری باریک و متمرکز را می فرستد، نوری که حتی از نور سطح خورشید قوی تر است. قدرت پرتو لیزر آنقدر زیاد است که بدون شک توانایی پودر کردن هر ماده ای را در هر نقطه از زمین دارد. لیزر می‌تواند به فولاد نفوذ کند، الماس را سوراخ کند یا یک رزوه دقیق برای سیمی نازک که فقط با میکروسکوپ قابل مشاهده است، بزند.

 

پایان درس شانزدهم 504 واژه زبان انگلیسی ، خسته نباشی دوست عزیزم.

پست های مرتبط

مطالعه این پست ها رو از دست ندین!

آموزش درس سی و چهارم ۵۰۴ واژه ویدیویی + متن واژگان

بیشتر بخوانید

آموزش درس سی و سوم ۵۰۴ واژه ویدیویی + متن واژگان

آنچه در این پست میخوانید ۱. Volunteer 2. Prejudice 3. Shrill 4. Jolly 5. Witty 6. Hinder 7. Lecture 8….

بیشتر بخوانید

آموزش درس سی و دوم ۵۰۴ واژه ویدیویی + متن واژگان

آنچه در این پست میخوانید ۱. Refer 2. Distress 3. Diminish 4. Maximum 5. Flee 6. Vulnerable 7. Signify 8….

بیشتر بخوانید

نظرات

سوالات و نظراتتون رو با ما به اشتراک بذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این یک سایت آزمایشی است
ساخت با دیجیتس